
در تب وتاب بسی واقعه قایم شده ام داستان داشت!که اینگونه مقاوم شده امباعث درد سرت بوده ام از روز نخست باید ای دوست ببخشی که مزاحم شده ام خلق وخویم همه طوفانی ودریایی بود دیدم اورا وکمی نرم وملایم شده ام اثر تندی خوی تو ورفتارتو بود اگر اندازه ی دریا متلاطم شده ام گفته بودی که نیازی به تو چون نیست برو باز امروز چرا اینهمه لازم شده ام ؟چونکه بود علت مطرودی من جاهلی ام بعد از آن تجربه آوردم وعالم شده ام هرگز ای یار پس ازاین نپذیری مارا بار ها چونکه بدی کردم ونادم شده ام واژگون می کنی آخر تو مرا...
ادامه مطلب