خرید بک لینک

شعرمراچه ارجی ست،آنرااگرنخوانیفهم نهانی اش را،تنهاتو می توانی

دربسترهیاهو،تندیسی ازسکوتم
شرح تراندارم،دست ودل وزبانی

غایب اگرچه هستی،عمری ودوربودی
در دیده ی من اما،روشن ترازعیانی

دنبال جرعه ای از،آب زلال چشمه
مارادراین بیابان ،تاچندمی دوانی!

حلاج مهرخودرا،درازدحام این شهر
برگردنش میفکن،بندی وریسمانی

نام مرادُخانی

امیدبسته ام من،چندان به لطف ورحم ات
شایدمرا ازاین غم،روزی تو وارهانی

فوجی که بی بضاعت،رفتندتابه بالا
ازدوش مردم خود،کردندنردبانی

بیدادراببینید،بااینهمه تنعم
برجان مانمانده ست،جزمشت استخوانی

من زنده ام پس ازاین ،ای آرزوی دیرین
یکروزتابیایی،نام مرا دُخانی۱

محسن بافکرلیالستانی
۱،دُخانی،به زبان گیلکی،یعنی صدابزنی

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 3:55

صفحه بندی