فریبرز حسندخت،نویسنده،شاعروپژوهشگرسیاهکلی
........اولین بار،فریبرزحسندخت راحدودبیست سال پیش،دیده بودم که بادوستی دیگر،درمنزلم به دیدارم آمده بود،اگرچه سالهاپیش تر بااسم وآوازه اش آشنابودم ومی دانستم که با بسیاری ازاجلّه واعزّه وسرآمدان شعروهنرواندیشه معاشرت وهمنشینی دارد،که خودشخص فریبرزهم ازهمین طایفه بودوچه کسی بود که چون من اورانشناخته باشد!
معلمی کوشا ومهربان که رابطه ی دوستانه وپدرانه اش بادانش آموزانش،زبانزد همگان بودوهمیشه ،دستی به قلم داشت وودرحدواندازه ی معرفت وتعهدش به جامعه وهنر،شعرمینوشت وحتی ازبرخی اتفاقات ودرپیرامون برخی شخصیت ها ،قصه هامیپرداخت ودرنشریات مختلف انتشار میداد.
مهروعاطفه ای که به دوستانش وازجمله به نگارنده ی این سطرهاداشت ،وصف ناپذیر بود.به هرمناسبتی رنج راه رابرخودهموارمیکردوبه دورترین نقاطگیلان وحتی شهرهای دورتر برای دیدن رفیقی که برایش عزیزبودمیرفت ودراین مسیر،همراهانی راهم باخود،همراه میکرد.افشین پرتو ًمورخ ً وناصروحدتی ًنویسنده وهنرمند ًرایکبارنیزدرسفربه لیالستان باخویش همراه داشت .
گیلان وفرهنگ وادب وتاریخ آن ،اگرچه عشق عمیق ودائمی اش بود،اماعلاقه به شهر زادگاهش،سیاهکل ودیلمان،جایگاهی ویژه ،دراو داشت وهمین عشق وعلاقه به زادگاهش،اورابرآن داشت تادراین سالهای اخیر،طرحی رابریزد که ازآن،نوشته هایی حاصل آید که بسیاری ازخاطره ها وجایگاههاواشخاص ویژه ی سیاهکل ،درنتیجه ی این نوشته ها ،زنده وجاودانه ودریادنسلهای جوانی که آنها راندیده بودند،باقی بماند.
فریبرز برای تدوین این کتاب ،صرفنظرازقلم خویش،ازبسیاری دیگرازافراد سرشناس واهل قلم ومعرفت سیاهکل نیز،همچون جوادشجاعی فردوبهروزدلیلی ودیگران ،دست یاری طلبیده وهمگان،به اعتبارنام وآوازه ی فریبرزحسندخت،نوشته هایی رادرباب یادویادگاران شهرستان سیاهکل،دراختیاراوگذاشته اند.فریبرز،پس ازاتمام کاروسپردن آن به دست ناشر،بارها،نگرانی خودراازبابت تاخیردرانتشارآن ،نشان میدادومیخواست که ثمره ی زحمت وتلاش بی بدیل خودرا،که به دست آیندگان سپرده خواهدشدببیند.
فریبرزحسندخت ،حتی اگرکه هیچ خدمت دیگری هم درهیچ زمینه ی دیگری هم نکرده باشد ،که البته چنین نیست،باپدیدآوردن وخلق این اثر،وتالیفی دیگر،بانام ًبانوی فانوس به دست ًبیشترین خدمت رابه شهرستان سیاهکل واهالی آن کرده است .خدمتی که بخشی ازتاریخ آنراازفراموشی ونسیان،نجات داده است .
درکتاب ًروزی روزگاری سیاهکل ًبه تألیف وگردآوری فریبرزحسندخت،خواننده بابسیاری ازافراد وشخصیت هاوجایگاههای تاریخی سیاهکل آشنامیشود.مدرسه ی مشیررامیشناسدومعلمان ودانش آموزانش راکه درعرصه ی علم وهنر،ای بسا که به چهره های سرشناسی،تحول پیداکرده بودندوازمحوطه ای که درنزدیکی آن بوده ونام اطاق صحراراداشته که محل بازی وبودوباش ورفت وآمدنه تنها،دانش آموزان این مدرسه ،بلکه محل اتراق مردم روستاهای اطراف سیاهکل نیزبوده که درروزهای بازاربه شهرمیآمدند.خواندن این کتاب جذاب ،که به دست قلم پردازان باذوق سیاهکلی فراهم آمده ،خواننده راباشهری ویژه ،آشنامیکند.دراین کتاب ،به قهوه خانه ی مختارتیزرو،که درجوارمدرسه ی مشیراست،اشاره ی ویژه ای میشودکه درزمانه ی خودپاتوق بسیاری ازروسنفکران ونویسندگان بوده که ازاین نظر ،شباهت بسیاری به کانون های فکری وروشنفکری سایرشهرستانها،پیدامیکند.
همانطوریکه اشاره شد،فریبرز،مهروعاطفه ی بی پایانی ،نسبت به دوستانش وبه خصوص آنهایی که دستی به قلم داشتند،داشت.
ازمرگ نابهنگام محمدولی مظفری شاعر،بارها ودرمناسبتهای مختلف،ازصمیم قلب،میگریست.حیدرمهرانی رابسیاردوست داشت وبارها ازتاثرخود،نسبت به مرگ او سخن گفته بود.ودراین اواخر،به دفعات،ازفقدان دکترصدرروحانی شاعروحمیدارض پیماومشته ابول،دردرون خویش میگریست ومیخواند:
بگذارتابگریم چون ابردربهاران
کزسنگ،ناله خیزدروزوداع یاران
یادوخاطره اش گرامی باد
محسن بافکرلیالستانی
بخشی ازسخنرانی ونوشته هایم درمراسم یادبودوبزرگداشت فریبرزحسندخت درروزپنجشنبه دهم مهرماه ۱۴۰۴درسیاهکل
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به سیاهکل در این گزارش ارائه شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره داشت در متن مقاله بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری