خرید بک لینک

چوتکدرخت جدامانده،درفراسویم

که گم شدازنظرعابران،گل وبویم

نمی رسدبه کنارم مسافری ازراه

که بادمی وزد ازهردقیقه،بررویم

به شاخه شاخه ی من،برگ وباری اکنون 1

دچاروقفه ی پاییزی ام ،نمی رویم

برای توکه عزیزمنی،دراین ایام

ترانه،یاغزل وچامه ای،نمی گویم

1 1 ای نیست،بعدازاین،ازمن

که گردبادم وبردورخویش ،می مویم

به غیرشروبدی،چون نکرده ای باما

امیدخیروامان،ازغریبه می جویم

که تابه گوش کسی ،شرح رنج مانرسد

کشانده اند،به دهلیزهای نه تویم

چه کرده ای!که دراین سالیان فرصت سوز

طریقه ی تونشد،راه ورسم والگویم

کسی که بادل وجان،پروراندمش ،آخر

گذاشت،خنجرخونریزخود،به پهلویم

نصیب ما،همه،اززندگی،بداقبالیست

نداشت فایده ای،کوشش وتکاپویم

امیدعافیت،اما،نرفته است ازیاد

که تاچه بهره دهد،داد،درترازویم

محسن بافکرلیالستانی،اردیبهشت ۱۴۰۱

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:15

صفحه بندی